به کجا چنین شتابان ...
چند روز پیش به صورت اتفاقی وارد یک سایت به ظاهر ادبی شدم و وقتی یه نگاهی به تعداد نظرات فرستاده شده کردم از خودم نا امید شدم
۶۲ نظر ارسال شده !!!!
در متن درج شده تو اون سایت بیشتر دقت کردم که این مطلب چقدر جذاب میتونه باشه که این همه جلب توجه کرده ؟؟؟
یه چیزی تو این مایه ها بود.
حالم بده حالم بده
درجه تبم روی هزار و سیصده
اما شاید به چشم تو این تب فقط یه عدده
حالم بده حالم بده
حالم بده حالم بده
و .................................
به این نتیجه رسیدم که به ما چه که این شعر کی گفته ؟؟
قافیه چیه ؟؟؟
وزن کدومه؟؟؟
همین که شعر قشنگ باشه کافیه !!!نه؟
منم تصمیم گرفتم چندتا شعر البته با وزن و قافیه داخل وبلاگ بذارم شاید فرجی بشه ...
اون روزا که دلمون دل پر حوصله بود ...
انتظار دیدنت پشت هر پنجره بود ...
نامه های خط خطی همه از رو گله بود ...
اون روزا که دلمون دل پر حوصله بود ...
دستمالای گره بسته پر نعناع دسته دسته ...
توی خاک باغچهامون بوی ریحون ریشه بسته ...
روی عکس دسته جمعی یه غبار غم نشسته ...
عکس چشمونت گلابه تو گلابدون شکسته ...
گرامافونای بوقی شعر عشقی و فروغی ...
گوله گوله اشک می ریختیم پشت خنده دروغی ...
یادته گفتی صدام کن توی خلوت تو شلوغی ...
